السيد محمد حسين الطهراني
238
الله شناسى (فارسى)
تمام عالم مُلك و ملكوت مخلوق خدا هستند . بنابراين خداوند متعال در تمام جهات بايد شباهت با آنها داشته باشد . اين دسته را مىگويند اهل تشبيه ( مُشَبِّهه ) . يعنى خدا را در ذات و صفات ، تشبيه به موجودات ديگر مىكنند . البتّه از شيعه كسى را سراغ نداريم ، ولى از عامّه جماعتى بوده و هستند كه اهل تشبيهاند . اين مكتب هم غلط است . زيرا خداوند كه موجودات را آفريده است لازمهاش آن نمىتواند بوده باشد كه در تمام جهات شبيه آنها باشد . كدام دليل ما را مىرساند به آنكه در اين علّيّت براى خلقت و عالم آفرينش بايد تشابه من جميع الجهات موجود بوده باشد ؟ ! اين جماعت حتّى قائل به جسميّت خدا هستند . زيرا موجودات مُلْكيّه جسمند . و البتّه اين نظريّه و مكتب باطل است . اهل تَنزيه ، حقّ را از حيات و علم و قدرت هم خالى مىدانند پس مُنَزِّهه و مُشَبِّهه هر دو گروه اشتباه مىگويند . درست است كه ما خداوند را تنزيه مىكنيم ؛ وى را تنزيه مىنمائيم از صفات نقص كه لازمهء امكان و حدوث است ؛ از عيب و نقصان ، از عجز و فقر و ناتوانى . مىگوئيم : خداوند عاجز نيست ، مرده نيست ، خواب نيست ، جاهل نيست . اينها درست است . ولى خدا را تنزيه كنيم حتّى از صدق مفهوم وجود بر وى ، كه اصولًا به خداوند موجود نبايد گفت ، به خداوند حىّ و زنده نبايد گفت ، به خداوند قادر و توانا نبايد گفت ، به خداوند عالم و دانا نبايد گفت ؛ اين غلط است . اينها مىگويند : ما ابداً راهى براى معرفت خداوند نداريم ؛ نه اجمالًا و نه تفصيلًا ، نه مفهوماً و نه مصداقاً ، نه به ذات او ، نه به صفت و اسم او ، و نه به فعل او . اينها از شدّت تنزيه يك چشمشان به شدّت نابينا گشته است . يعنى فقط